| |
| دوشنبه 12 دی ماه سال 1384 |
| باران |
این دفعه اگه داشت بارون میومد از زیرش فرار نکن برو زیر بارون ببین چندتا از دونه های بارون رو میتونی بگیری اندازه قطره های بارونی که تونستی بگیری دوستم داری و اندازه تمام قطراتی که نتونستی بگیری دوستت دارم
|
|
| |
| دوشنبه 12 دی ماه سال 1384 |
|
من می گم بهم نگا کن تو می گی که جون فدا کن من می گم چشات قشنگه تو می گی دنیا دو رنگه من می گم دلم اسیره تو می گی که خیلی دیره من می گم چشاتو وا کن تو می گی منو رها کن من می گم قلبم رو نشکن تو می گی من می شکنم، من؟ من می گم دلم رو بردی تو می گی به من سپردی؟ من می گم دلم شکسته تو می گی خوب میشه خسته ست من می گم بمون همیشه تو می گی ببین ، نمیشه من می گم تنهام می ذاری تو می گی طاقت نداری من می گم تنهایی سخته تو می گی این دست بخته من می گم خدا به همرات تو می گی چه تلخه حرفات من می گم که تا قیامت برو زیبا به سلامت من می گم خدا به همرات تو می گی چه تلخه حرفات من می گم که تا قیامت برو زیبا به سلامت
|
|
| |
| یکشنبه 11 دی ماه سال 1384 |
| اگر.... |
اگر باد بودم می وزیدم
اگر ابر بودم می باریدم
اگر مهر بودم می تابیدم
اگر خدا بودم می آفریدم تا بدانی دوستت دارم
اگر ابر بودی به انتظار اشکت می نشستم
اگر مهر بودی در پرتو ات خود را گرم می کردم
اگر باد بودی چون برگ خزان خود را بدستت می سپردم
اگر خدا بودی به تو ایمان می آوردم تا بدانی دوستت دارم
اگر هیچ بودی از تو ابر سپیدی می ساختم
از تو خورشید با شکوهی بوجود می آوردم
تو را نسیم ملایمی می کردم
از تو خدایی بزرگ می ساختم
تا بدانی که فقط تو را دوست دارم
|
|
| |
| شنبه 10 دی ماه سال 1384 |
| دوستت دارم؟؟؟ |
ای سزاوار محبت ای تو خوب بی نهایت همه ذرات وجودم به وجودت کرده عادت به خدا دوست داشتن تو هم یه عشقه هم عبادت با نوازشهای دستت سوختن از تب رو شناختم تب عشقی آتشین که من به اون قلبمو باختم |
|
| |
| پنجشنبه 8 دی ماه سال 1384 |
| Love |
کوه را و به خاطر ابهتش خورشید را به خاطرگرمایش ماه را به خاطرنورانیتش عشق را برای محبتش و در آخر تو را به خاطرمهربانیت و عشقت دوست می دارم |
|
| |
| پنجشنبه 8 دی ماه سال 1384 |
| I Love You? |
| این کلمه را از حفظ نمی گویم ، این کلمه مقدس را از ته دلم می گویم .آری از ته دلم صدای آهسته می گویم که دوستت دارم |
|
| |
| پنجشنبه 8 دی ماه سال 1384 |
| شعر |
نه از دریا و قایق می نویسم نه از زخم شقایق می نویسم به یاد لحظه های با تو بودن به یاد آن دقایق می نویسم
|
|
| |
| پنجشنبه 8 دی ماه سال 1384 |
| مثال |
عشق ممکن هست با یک نگاه،یک صدا،یک لبخند،یک دیدارهر چند
کوتاه و یا هر چیز دیگر درانسان {دختر و پسر} بوجود بیاید.
در دنیا عاشقان زیادی بودن که از مشهورترین آنها می توان به
{لیلی و مجنون}،{فرهاد وشیرین}،{جک و رز}............
اشاره کرد.
|
|
| |
| پنجشنبه 8 دی ماه سال 1384 |
| غم |
ببار ای اشک پائیزی مجالی نیست زین غم ها ببار از بخت بدکارم که من تنها شدم ، تنها
|
|
| |
| دوشنبه 5 دی ماه سال 1384 |
| تعبیر عشق |
عشق رازی است مقدس ... برای کسانی که عاشقند , عشق برای همیشه بی کلام می ماند اما برای کسانی که عشق نمی ورزند , عشق شوخی بی رحمانه ای بیش نیست
|
|